چهار شمع به اهستگی میسوختند در حالی که . . .
شمع اول گفت : من صلح و ارامش هستم ، هيچ كس نميتواند شعله من را روشن نگه دارد من باور دارم كه به زودي ميميرم ... سپس شعله صلح و ارامش ضعيف شد تا به كلي خاموش شد .
شمع دوم گفت : من ايمان و اعتقاد هستم ، ولي براي بيشتر ادمها ديگر چيز ضروري در زندگي نيستم پس دليلي وجود ندارد كه ديگر روشن بمانم ... سپس با وزش نسيم ملايمي ايمان نيز خاموش گشت .
شمع سوم با ناراحتي گفت : من عشق هستم ولي توانايي ان را ندارم كه ديگر روشن بمانم ، انسان ها من را دز حاشيه زندگي خود قرار داده اند و اهميت مرا درك نميكنند ، انها حتي فراموش كرده اند كه به نزديك ترين كسان خود عشق بورزند ... طولي نكشيد كه عشق نيز خاموش شد .
ناگهان كودكي وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را ديد ، گفت : چرا شما خاموش شده ايد ، همه انتظار دارند كه شما تا اخرين لحظه روشن بمانيد ... سپس شروع به گريستن كرد ... پس ...
شمع چهارم گفت : نگران نباش تا زماني كه من وجود دارم ما ميتوانيم بقيه شمع ها را روشن كنيم ، من اميد هستم . با چشماني كه از اشك و شوق ميدرخشيد كودك شمع اميد را برداشت و بقيه شمع ها را روشن كرد .
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن هر رو از بر تشخيص ميدن!(اول بدبختي !)
سن 15 سالگي : ياد ميگيرن كه توي خيابون به مردم نگاه كنن !....... از قيافه خودشون بدشون مياد !
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا" راه نميرن. تكنو ميزنن !....... حرف هم نميزنن . داد ميزنن !........ با راكت تنيس هم گيتار ميزنن !
سن 17 سالگي : يه كمي مثلا ادم ميشن ! .......... فقط شعر هاشونو بلند بلند ميخونن ! ( يادش به خير اون روزا كه تكنو نبود راك اندرول ميخوندن !)
سن 18 سالگي : هر كي رو ميبينن تا پس فردا عاشقش ميشن !...... اخ اخ ! اهنگهاي غمگين مثل چسب دوقلو بهشون ميچسبه !
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در ان واحد داشته باشن ! ....... تيز ميشن . اهنگ گوش ميدن !
سن 20 سالگي : از همشون رو دست ميخورن ! ..... باز هم اهنگ گوش ميدن كه نفهمن چي شده !
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي به غير از اين بچه بازيها ميبينن ! ( مثلا عاقل ميشن !)
سن 22 سالگي : نه ! ميفهن كه زندگي همش عشقه ! ............ دنبال يه ادم حسابي ميگردن !
سن 23 سالگي : يكي رو پيدا ميكنن ! اما مرموز ميشن ! ( ديدشون عوض ميشه !)
سن 24 سالگي : نه ! اون با يه نفر ديگه هم دوسته ! اصولا" لياقت عشق منو نداشت !
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند ؟!!........ طرف بايد باباش پولدار باشه ! حالا خوشگل هم باشه بد نيست !
سن 26 سالگي : اين يكي ديگه همونيه كه همه عمر ميخواستم !......... افتخار ميدين غلامتون بشم ؟!
سن 27 سالگي : اخيش !
سن 28 سالگي : كاش قلم پام ميشكست و خواستگاري تو نميومدم !!!
واقعا معذرت میخوام چون مطلب پایینی مربوط به دختر خانمها بود![]()
سن 14 سالگي : تا پارسال هر كي بهشون ميگفت : چطوري ؟ ميگفتن: خوبم مرسي ! حالا ميگن : مرسي خوبم !
سن 15 سالگي : هر كي بهشون بگه سلام ميگن : عليك سلام !......... نقاشيشون بهتر ميشه ( بتونه كاري و رنگ اميزي و ........ !)
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعين ! ........ فردا صبح هم ميخوان خودكشي كنن ! ......... شوخي هم ندارن !
سن 17 سالگي : نشستن و اشك ميريزن ! ......... بهشون بي وفايي شده !........ ( كوران حوادث !)
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق !......... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نميكنن !
سن 19 سالگي : از بيتوجهي يه نفر رنج ميبرن ! ......... فكر ميكنن اون يه ادم يه تمام معناست !
سن 20 سالگي : نه نه ! ........... اون منو نميخواست !......... اخرش منو يه كور و كچلي ميگيره ! ميدونم !
سن 21 سالگي : فقط 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ! فقط !
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ! پولدار باشه ! تحصيلكرده باشه ! قد بلند باشه ! خوش لباس باشه !........... ( اخ كه چي نباشه !)
سن 23 سالگي : همه خواستگارا رو رد ميكنن !
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست كه چه ريختيه يا چقدر پول داره ! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزايي كه نرسيديم برسونه!
سن 25 سالگي : اااااااه! پس چرا ديگه هيچكي نمياد ؟!........ هر كي ميخواد باشه باشه !
سن 26 سالگي : يه نفر مياد ! ......... همين خويه !.......... بله !
سن 27 سالگي : اخيش !
سن 28 سالگي : كاش قلم پات ميشكست و خواستگاري من نمیومدی
مرد ها یه سه دسته تقسیم میشوند : خوش قیافه ها . باهوش ها و اکثریت!
جدی نگیرید:
بیش تر مردها دو ارزوی بزرگ دارند : اول داشتم خانه و دوم ماشین برای فرار از خانه!
جدی بگیرید:
اقایان بیش تر از خانم ها در معرض الودگی های صوتی و در نتیجه بوجود امدن اختلالات شنوایی هستند!
مرد ها قصد ناامید کردن خانم ها را دارند اما خانم ها همیشه با یک امید زنده هستند که مرد ها پس از ازدواج به هیچ کدام از ارزوهایشان نخواهند رسید!
جدی نگیرید:
هیچ زنی را از روی علائقی را که دارد نمیتوان شناخت چون انها عاشق خود شیفتگی هستند و خودشان هم که قابل شناختن نیستند!
جدی بگیرید:
بهترین مشاورین جهانی در میان خانم ها در ازدواج خودشان در بش از ۸۰ درصد ازدواج یا ازدواج هایی ناموفق داشته اند!


